عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

362

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ . معنى آنست كه : انّما يقبل انذارك الّذين يخافون و يتقون . ميگويد : تهديد تو او پذيرد و سخن تو برو كار كند كه تقوى و خوف دارد ، و ايشان فقراء عرب‌اند و ياران گزيده ، و گفته‌اند : مراد به اين آيت مسلمانان‌اند و اهل كتاب ، ايشان كه ببعث و نشور معترف‌اند ، و از كتاب خداى خوانده و دانسته ، و چون ببعث و معاد معترف‌اند حجت بر ايشان روشن‌تر بود و واجب‌تر ، ازين جهت ايشان را بذكر مخصوص كرد . آن گه وصف اعتقاد مؤمنان كرد و گفت : لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ يعنى : و يعلمون انّه لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ . ميدانند كه جز از اللَّه ايشان را يار و دوست نيست ، و در قيامت شفاعت جز بدستورى او نيست چنان كه جاى ديگر گفت : « يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ » . « لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ » اى يتقون اذا علموا انّه لا شفيع لهم و لا ناصر لهم دونى بمنعهم منى ، فليتقوا بأعمالهم الصالحة . و قيل : لعلهم يتقون ان يجعلوا وسيلة الى غيرى او شفيعا الى سواى . وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ - سبب نزول اين آيت آن بود كه بو جهل و اصحاب وى و جمعى از اشراف بنى عبد مناف بر بو طالب شدند و گفتند : مىبينى اين رذّال و اوباش و سفله كه بر پى برادرزادهء تو ايستاده‌اند ! هر جاى كه بىنامى است بىخان و مانى ، راندهء هر قبيله ، ناچيز هر عشيره ، او را پس رواست ، و وى خريدار ايشان . اى ابا طالب او را گوى : اگر اين غربا و سفله از بر خويش برانى ما كه سادات عربيم و اشراف قريش ترا پس روى كنيم و بپذيريم ، اما با اين قوم كه مولايان و آزاد كردگان مااند ، و چاكران و رهيگان‌اند ، نتوانيم كه با تو نشينيم ، كه آن ما را عارى و شنارى « 1 » بود . بو طالب رفت و پيغام ايشان بگزارد و گفت : لو طردت هؤلاء عنك ، لعل سراة قومك يتبعونك . اگر اينان را يك چند برانى مگر كه صواب باشد ، تا اشراف قريش و

--> ( 1 ) - بفتح اول ، عيب بدتر و عار و امر مشهور ببدى ( منتهى الارب ) .